بخشنده همچون خورشید

پائيز

1397/7/9 8:29
نویسنده : مامان فرناز
41 بازدید
اشتراک گذاری

پاییز را به چه تشبيه كنم برايت صبور. سنگین. منگ . از درون گرم. از بیرون سرد.انگار که وعده بدهد اگر قوز کنی بغلت می کنم که گرم بشی آن وقت یک چیز خوب نشانت می دهم. رنگهایم را! درس و مشقهایی که هنوزسخت و مشقت بار نشده اند. وعده هایی که با رونق پاییزی گالریها و سینما ها و کافه ها در پیش اند . یک عالمه غروب های زود هنگامی که نوید کلی غم انگیزبازی روشنفکر نمایانه می دهند. بعدش می توانی يك چاي بريزي و برای خودت زمزمه کنی که ” ما همچنان دوره می کنیم شب را و روزرا و هنوز را” بعدش کلی خوشت می شود که عجب آدم محترمی هستی که روح فرهیخته پاییز را دریافته ای! احتمالا چاشنی این فرهیختگی خیز گرفتن برای یک ماجرای عاشقانه پاییزی است درست همانجور که نارنج نوشته.
هفت ساليست که پاییزم با پاييزهاي بقيه عمرم فرق دارد چون با تو شاهد برگريزانش هستم و امسال متفاوت تر ،غمگين تر ،غم داره چون ساعتهاي طولاني كنارم نيستي تنها با صداي موسيقي كارهاي روزمره ام را انجام مي دهم و وقتي كتابم را برمي دارم اولين ورق را نخوانده صدايم مي كني ماااااااادر كتاب نخون ديگه بيا با من بازي كن مي بندم و بلند مي شوم وااااي تو نيستي من تنهام چقدر عجيبه اين حس چقدر نبودن آزاردهنده است عادت مي كنم به اين نبودن سال پيش هم همينطور بودم ،مثل هميشه كنار مي آيم ........پاییز است و ذوق دوباره مثل آدم های فیلم های ایتالیایی لباس پوشیدن. ذوق چکمه و دستکش و ژاکت فلفل نمکی و آستین هایی که هی میکشی که روی انگشتهایت را بپوشانند و آخرفصل مثل روده دراز شده اند. پاییز است و یک فصل به رفتن نزدیک تر شدن و شاید همه رازگونگی اش از همین باشد. از جدال رنگین رفتن و ماندن. واسه خودت را نیشتر زدن و اشک خودت را درآوردن خوب است.اما خوب متاسفانه آدم یک جایی بزرگ می شود و دیگر از این ژست ها هم خوشش نمی آید. باید از این فصل گذرکرد.
آري عزيزم از ابتداي بودنت از پاييز و ديگر فصلها برايت نوشته ام همين اندازه بدان تا خودت لمس كني حس ناب فصلها را
پاييزت پر از اتفاقات خوب و دلچسب باشه مادري💋💋💋💋💋💋💋

پسندها (7)
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف