بخشنده همچون خورشید
بخشنده همچون خورشید
روزهای ناب بی تکرار ما
تاريخ : شنبه 12 مهر 1393 | نویسنده : مامان فرناز
بازدید : مرتبه

رادمهرم اي بزرگوار بخشنده 

مینـــویســــم سـرشـــار از عـشـــق
بـــرای تـــویــی کـــه همیــشـــــــه ...
تنهـــا مخـاطـبـــ خـــاصّ دل نـــوشـتـــ‌ه‌هــــای ِ منــــی!!!
بــــرای تــــو کـــه بـخـوانـــی!!! بـــدانـــی!!!
دوستـــــ داشتـنـتــــــ در مــــن بــــی‌انتـــهـاستـــــــ ...
پیچکي  شده اي 
مے پیچـــي به پـــر و پاے ثانیه هايم
تا حتے نتـــوانم لحظه اے ،
بے توبــــودن" را زندگی کنـــم..



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 16 آبان 1396 | نویسنده : مامان فرناز
بازدید : 2 مرتبه

 

رادمهرم امروز شانزدهم آبان ماه 96 است و تو روز به روز بزرگتر مي شوي اين روزها را با مدرسه و پيش دبستاني و برنامه هاي كلاست مي گذراني مستقل شدي و خيلي خوب و جدي به مدرسه مي ري و با اشتياق تكاليف و تمرينهايت رو انجام مي دي 
براي اولين بار با دوستانت به سينما رفتي البته دلم رضا نبود و با اصرار پدرت و اشتياق خودت راضي شدم و كلي دلشوره داشتم تا اومدي 
رادمهرم اعتراف مي كنم كه اين دلشوره هر روز با من است و خيلي ناراحتم طوري كه نمي توانم براي خودم برنامه ريزي داشته باشم و تصميم دارم روي خودم كار كنم هر روز وقتي  به تن تو لباس مي پوشانم و همراهت روانه پیش‌دبستاني مي شوم به راستی جدا شدن از تو برايم دشوار است دوست دارم آنجا بنشینم و مثل وقتی که به پارک می‌رویم، دورادور تماشایت کنم. از صدای خنده‌هایت لذت ببرم و اگر خدای نکرده موقع دویدن به زمین خوردی، دستت را بگیرم و نوازشت کنم. اما باید تو را ترك كنم و به خانه برگردم وقتي مي يام انگار خانه چیزی کم داره و خانه خالی است حق بده كه دلم شورت رو بزنه وقتي مي خوام مثل هر روز صبح، گلدان‌ها را آب بدهم و یادم مي ياد که هر روز همراه تو این کار را انجام می‌دادم. با دست‌های کوچکت، آبپاش را می‌گرفتی و مواظب بودی که وسط راه لَب‌پَر نزند. عزیزکم! برنامه زندگی‌ام را تغییر دادم و آب دادن به گل‌ها را گذاشتم برای عصرها. آخر گل‌ها شادابی‌شان را از تو دارند.
وقتي مي ري قول مي گيري از من كه آشپزي نكنم تا تو بيايي عاشق آشپزي و برنامه هاي آشپزي هستي ساعتها با اشتياق با من همراهي مي كني و دوست داري به من كمك كني تا مي يام غذا درست كنم صدات توي گوشمه كه جان خدا نكن تا من بيام حالا حق ندارم ناراحت نبودت باشم 
نشستم و در سکوت به سوالات سخت تو فکر کردم. سوالاتی که انگار تمامی نداشتند. سوالاتی که نمی‌دانم از کجا می‌آوري و من برای جواب دادن به آنها مجبور بودم صدها کتاب بخوانم و به صدها سایت علمی مراجعه کنم. تو می‌پرسی خدا بزرگ است یعنی چقدر؟ می‌پرسی ستاره‌ها چند تا هستند؟ می‌پرسی بچه‌ها چطوری دنیا می‌آیند؟ و هزار سوال دیگر که گاهی گیج و کلافه‌ام می‌کند. گاهی صدایم به گفتن کلمه «نمی‌دانم» بلند می‌شد و تو توی خودت فرو می‌روي. آخ عزیزک باهوشم، کم‌طاقتی مرا ببخش.نازنينم بايد با خودم تمرين كنم بايد كمي با تحمل تر بشم جالبه كه در همه زمينه ها صبورم جز در مواردي كه مربوط به توست
وقتي مي يام دنبالت سلام مامانت دلم رو مي بره و هرچي يادگرفتي تند تند تا خونه بهم مي گي 
شب زود مي خوابي كه مبادا صبح خواب بموني و اين را هم بگم كه عزيزكم بالاخره تو اتاق خودت مي خوابي ولي چندين بار تا صبح بيدار مي شوي و صدايم مي كني ولي عيبي نداره حداقل اينه كه هر دومون به اين مهم رسيديم
صبح بدون اينكه صدايت كنم زودتر از وقت مدرسه بيدار مي شي و با اشتياق حاضر مي شي و صبحانه مي خوري و مي روي 
سر راهمون خانومي هست كه نيازمنده و هرصبح حواست بهش هست و كمك مي كني و تاكيد مي كني كه خدا كمكم مي كنه 
نازنينم قربون دل پرمهرت كه من ازش باخبرم انشااله خدا هميشه كمكت كنه
پنج شعر در رابطه با پاييز و سوره حمد و ناس و سرود ملي و شعر زبان فرانسه و انگليسي و نوشتن عدد يك تا پنج به فارسي و انگليسي و فرانسه و احوالپرسي و مكالمه انگليسي و فرانسه و أسامي حيوانات به انگليسي و فرانسه و حروف Aو S و T و فلش كارتهاي مربوط به اين حروف رو ياد گرفتي وشطرنج مهره پياده و أسب و شعر مربوطه اش و كامپيوتر كليدهاي أصلي و علوم حواس پنج گانه و مترادف متضاد و مايعات و جامدات و جانداران و بي جانها را تا به امروز كه يك ماه و نيم از سال مي گذره ياد گرفتي 
و هر روز دو ساعت با هم تكرار درسهايت را داريم و كلي مامان اذيت مي كني كه همش مي گي تو نگو بزار خودم بگم و خلاصه با ناراحتي اين زمان مي گذره و در آخر مي گي ببخشيد و فردا همينه
در حال آموزش شنا هستي و مربيت از تو تعريف مي كنه و خيلي علاقمندي ،يوگا هم ياد گرفتي و با ذوق به من هم آموزش مي دي 

هنوز به سربازي و لباس سربازي و خلاصه تمام ذهنت گاهي انقدر درگير مي شه كه ناراحتم مي كني مدرسه برنامه عكاسي داشتين رفتم عكست رو  انتخاب كنم ديدم با لباس سربازي انداختي تعجب كردم پرسيدم گفتند پرسيديم به چي علاقه داري گفته سربازي خلاصه همه بچه ها با بن تن و باب إسفنجي و كارتونية تو سرباز آخه قربونت برم بچگي كن  خلاصه كه اين روزهايت به اين كارها بانضمام شيطنتها و حرف گوش ندادنهايت گاهي و اين آموزشها كه دوست دارم در آينده وقتي مي خواني برايت دلچسب باشد كه بداني كه هر چيزي را تو چه زماني ياد گرفتي 
مهربونم براي من و پدرت اخلاق اجتماعي و رفتار و شخصيتت در اولويت آموزشهاست اين را هميشه بدان 
وقتي فکر مي كنم  تا دو سه سال دیگر می‌توانی دل‌نوشته‌هایی که این پنج سال برایت نوشتم و بعدها خواهم نوشت را بخوانی. این مرا خوشحال می‌کند و روزی چهار پنج ساعت دوری از تو قابل تحمل می‌شود. دوستت دارم آفتاب درخشانم.شاديت بسيار روزهايت خوب و خوش

 

 



موضوع :
تاريخ : 16 مهر 1396 | نویسنده : مامان فرناز
بازدید : 7 مرتبه

 

یک روز در جهان

مخصوص کودک است

روزی پر از امید،

خوب و مبارک است

گویند کودکان

گل های عالمند

زیباترین گل جهان،

رخسار کودک است،كودك خوبم روز كودك و ماهروزت مبارك،دوستت دارم

 

 



موضوع :
تاريخ : 9 مهر 1396 | نویسنده : مامان فرناز
بازدید : 5 مرتبه

رادمهرم عزيز مادر سلامت باشي نازنينم ،امام حسين پشت و پناه همه كودكان و تو عزيزم باشه انشااله ،با عشق و شور و مهر اين روزها رو گذراندي و كنجكاوتر از هر سال به اين مراسم حسيني نگاه مي كردي كوچك بزرگ من عزاداريت قبول🙏🙏🙏🙏



موضوع :
تاريخ : شنبه 1 مهر 1396 | نویسنده : مامان فرناز
بازدید : 7 مرتبه

رادمهرم امروز روز اول پائيز و روز اول مدرسه و وارد شدن تو به دنيايي است كه تا به امروز تجربه اش نكردي بزرگ شدي و بي نهايت زود گذشت ولي حس درونم باور ندارد بزرگ شدنت را و دلهره دارم مثل همه مادران سرزمينم دلم بهانه مي گيرد نبودنت را باور ندارد صدايت در گوشم است در اين چند ساعتي كه نيستي و آوايي در گوشم زمزمه مي شود قوي باش اين لوس بازيا به تو نمي آيد راست مي گويد چه بي معني است احساسات من در مقابل پيشرفت و استقلال تو برو گلم خدا به همراهت اميدوارم پائيزهاي زندگيت پر از شادي و سلامتي و موفقيت باشد 
نازنينم دنيا مكانى تكرارى است اما تكرار اين روزها با وجود تو زيباترين تكرر زندگيم است. زيبايى درونى است و تو درون و بيرون زيبايى دارى. سرو خوش قامت من در بهشت موهايت معانى تفاهم و لذت را باز شناختم. مى خواهم بدانى چقدر دوستت دارم و تو پيش من از چه جايگاه ويژه اى برخوردار هستى. در اين برهه از هستى كه ما آن را زندگى مى ناميم دو نكته آموخته ام: يكى اينكه هر يك از ما در عالم وجود، انسان هايى ويژه و يكتا هستيم، و ديگر اينكه عشق بالاترين و قدرتمند ترين وسيله اى است كه در زندگى در اختيار داريم. گل نازم مطلبى درباره عشق خوانده بودم و از لحظه تولدت هر روز برايت آن جملات را مى خوانم تا با ديدى باز از عشق، عاشق شوى و عاشقانه زندگى كنى.
رادمهرم حالا كه به جد وارد اجتماع شدي چند نصيحت را از من هميشه به يادگار داشته باش: بدان كه همه مردم عادل و همه آنها صادق نيستند، در ازاى هر دشمن، دوستى هم هست،پسرم بياموز كه از باختن پند بگير و از باختن لذت ببر، از غبطه خوردن بر حذر باش و نقش و تاثير مهم خنديدن را ياد بگير.از حسادت دوري كن كه هميشه بهت گفتم بيزارم از حسد 
محبت كن و دورو نباش و هميشه افتاده باش
نقش مهم كتاب را در زندگيت فراموش نكن.
پسرم ياد بگير در مدرسه بهتر اين است كه مردود شوى اما با تقلب به قبولى نرسى. 
عزيزم ياد بگير همه حرف ها را گوش كنى و سخنى كه را كه به نظرت درست مى رسد انتخاب كنى، ارزش هاى زندگى را ياد بگير و در اوج اندوه تبسم كن و هيچ وقت تسليم هياهو نشو و اگر خود را بر حق دانستى پاى سخنت بايست و با تمام قوا بجنگ...
تعهد و مسئوليت ما "در مقابل زندگى" در اين سياره اين است كه از كليه و تواناييهاى خود براى رسيدن به آنچه توانايى آن را داريم استفاده كنيم و اين امتياز را براى كليه همنوعان خود نيز قائل باشيم
وقتى دنيا را ترك مى كنيم كه ناگريز روزى ترك خواهيم كرد، پيوسته جاى نيك ما خالى خواهد بود. برايم دعا كن كه محتاج دعاى تو با آن قلب پاكت هستم.
عزيزم تمام زندگيم براى توست، تمام وجودم مال توست، دوستت دارم بى نهايت و از خداوند براى داشتنت هميشه شكرگزارم. 
مهرت سرشار از مهر ،پاييزت مبارك ،گام اول مدرسه ات آغاز گامهاي موفق 
باني اين ماههاي عزيز دستگيرت عزيزم كه با عشق لباس سياه به تن كردي و منتظر عزاداري و به قول خودت با حسيني بودني،امام حسين يار تو و همه باشد.

 



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 27 شهريور 1396 | نویسنده : مامان فرناز
بازدید : 9 مرتبه

عزيز رادمهرم آبجي نگين نازنين بار ديگر ما رو خوشحال كردن و چهره زيباي شما رو با دستاي هنرمندش كشيدن و به تو نازنين هديه كردن 

عزيزكم خوش بحالت كه انقدر عزيزي و دوستت دارن اميدوارم بتوني قدردان محبتش باشي 



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 37 صفحه بعد