شعرهای باباصفای عزیز برای تو عزیز
رادمهر قشنگم باباصفای مهربان خیلی از اینکه تو به این دنیا اومدی خوشحال شد گلم برایت خیلی زحمت کشید و نبود مادربزرگ عزیزت رو جبران کرد عزیزم جای مامان بزرگ عزیزت خیلی خالی بود تاریخ تولد تو یک روز بعد از سالروز فوت مامان جونه اگر می بود و تو رو می دید می دونم که خیلی ذوق می کرد ولی شک ندارم که الانم پیش ماست و تو رو می بینه عزیزم بابا صفا لطف کرد و هزینه اتاق قشنگت رو هدیه داد و برات شعرهای خیلی قشنگ نوشت که برات می نویسم عزیزم امیدوارم تا وقتی که بزرگ می شی باباصفای مهربون سالم و سلامت باشه و بتونی قدردان محبتهایش باشی عزیزم می دونی باباصفا اسم تو رو چی گذاشته بهت می گه اختر تابان گلم ببین چه شعرهای قشنگی گفته :
سپاس بیکران از لطف الله چنین نعمت عطا فرمود برما
خوش آمد رادمهر آمد بدنیا بود مادر صفا سالار بابا
چه خوش روزی بود امروز برما زشادی پر کشم بر آسمانها
توهستی آسمان ها اختر من عزیزم دخترم چشم تو روشن
گلی افزوده شد بر خاندانت بتو تبریک گویم هم محمد
خدا بر او دهد او هر چه خواهد که داده امتحان دارد لیاقت
نیم غافل زدل از من چه خواهد دهد فرمان زبان گوید اطاعت
زشوق دل بود این گفت گویم بماندم تا رسیدم آرزویم



شعرهای باباصفای عزیز برای تو عزیز
