دو سال و دو ماهه شدي همدمم
همدمم اكنون كه ماهگرد ميلادت است ايستاده ام به قامت پاییز کنار پنجره باران رو به شوق برگ ریزان تا زمزمه كنم زیر لب معنای پاییز را معناي پاييزم ترجمان وجود نازنينت و دفتري از خاطرات مهرانگيز توست آن را در دستانم مي گيرم روی قلبم مي گذارم تا پنهانش کنم در مکانی امن برای روزهای مبادا.... که با نبودنت پیشانی لحظه هایم چروک می شود و روز هایم پر می شود از سمفونی تنهایی... باش تا قدم زنیم پیاده روهای خیس را تا پیچک ذهنم سبز شود و زنبق خاطرات از آن بالا رود.. باش و نگاهم کن تا روشن شود سایه ام با برق نگاهت و روشن کنم شمع دوباره بودنم را در اين غ...
نویسنده :
مامان فرناز
2:26








